تبليغاتX
گل آبی

گل آبی

۱- نطفه انسان شناسی در ایران هنوز منعقد نشده است. با وجود کارهایی که در زمینه انسان شناسی انجام شده است ما نمی توانیم از آن به عنوان یک علم نام ببریم چون این کارها دارای نقص و اشکالاتی می باشد و بیشتر شبیه ایدئولوژیهای جامعه شناسانه است و به جای آنکه در بر دارنده مفاهیم و مطالب علمی باشند ، سیاسی هستند.

۲- انسان شناسی ایرانی در حال شکل گیری و تحقق است که شامل مجموعه مطالعات مردم نگاری که درباره فرهنگ ایرانی است می شود. این مطالعات به دو بخش عام و خاص تقسیم می شوند. بخش عام به مطالعه در زمینه ایران شناسی می پردازد ودر بخش خاص ما با مطالعات قوم شناسی ایرانی و اقوام و گروههای مختلف ایرانی روبرو هستیم. 

یکی از مسائلی که همواره مد نظر است اینست که چرا و از چه زمانی ایرانیان به فکر فرهنگ و هویت خود افتادند. هنگامی که فرهنگ ایرانی در تعامل با فرهنگ های متفاوت قرار گرفت و در اثر این تعاملات مشکلات فرهنگی وتفاوتها نیز نمود پیدا کردند و ایرانیان به فکر فرهنگ و هویت خود افتادند.

آشنایی با دیگر فرهنگ ها در ایران در زمان قاجاریه به اوج خود رسید. سفرهای ناصرالدین شاه به اروپا و تاسیس مدرسه دارالفنون توسط امیرکبیر و اعزام گروهی از روشنفکران به غرب موجب تقابل دو فرهنگ سنت و مدرن گردید.

با آشنایی روشنفکران با فرهنگ غرب که خواستار پیشرفت بودند تجددگرایان در برابر روحانیون و سنت گرایان مذهبی قرار گرفتند.

به طور کلی فرهنگ در ایران شامل ۳ بخش فرهنگ ملی (فرهنگ ایران باستان) - فرهنگ مذهبی (فرهنگ تشیع) و فرهنگ مدرن (فرهنگ غربی) می شود.

انسان شناس برای برقراری رابطه بین ملی گرایی و مدرنیسم به مطالعه آثار مکتوب باقی مانده از دوران گذشته همچون شاهنامه فردوسی و نیز توجه به آداب و رسوم گذشته همچون نوروز می پردازد. 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 23:59  توسط فرگل علّی  | 

 
انسان شناسی بطور کلی به دو بخش تقسیم می‌گردد. بخش اول انسان شناسی جسمانی که تقریباً همه دانشمندان درباره موضوع آن توافق دارند. در این رشته خصوصیات جسمانی انسان و رابطه آن با رفتارهای اجتماعی و فرهنگی او همیشه مورد توجه خاص بوده است . انسان شناسی جسمانی , انسان را از لحاظ ویژگیهای جسمانی مورد بررسی قرار داده و مسائی مثل نژاد و اختلافات نژادی در رابطه با خصوصیات جسمانی و مقایسه و اندازه گیری اعضاء بدن را با استفاده از بیومتری (زیست سنجی) , آنتروپومتری ( انسان سنجی), مورفولوژی انسانی ,آندوکرینولوژی(شناخت فعالیت غدد داخلی), فیزویولژی مقایسه‌ای و ژنتیک مورد مطالعه قرار می‌دهد و بنابراین چنانکه ملاحظه می‌گردد انسان شناسی جسمانی در مطالعات خود هم به شناخت و مقایسه استخوان بندی انسان پرداخته و هم به بررسی ویژگیهایی نظیر رنگ پوست , شکل مو, چشم و غیره نظر دارد.

مطالعات مردم شناسی یا انسان شناسی فرهنگی مربوط به جوامع محدود و بخصوص جوامع ابتدایی و تحول نیافته است . این رشته تا جنگ دوم جهانی تقریباً منحصر به مطالعه مردمی بود که بآنها لقب ابتدایی داده‌اند.
انسان شناسی فرهنگی( مردم شناسی) بطور کلی از دو لحاظ با جامعه شناسی تفاوت دارد یکی از لحاظ روش و دیگر از لحاظ قلمرو مطالعه

روشی که در مطالعات جامعه شناسی بکار می‌رود اصطلاحا روش پهنانگر یا پهنائی نامیده می‌شود در حالیکه در مردم شناسی از روش ژرفائی یا ژرفانگر استفاده می‌نمایند.

اما از لحاظ قلمرو مطالعه , جامعه شناسی جوامع تطور یافته اعم از صنعتی و سنتی را مورد مطالعه قرار می‌دهد, در حالیکه مردم شناسی , عمدتا به مطالعه در جوامع ابتدایی یا تطور نیافته می‌پردازد, ضمن آنکه از روش مردم شناسی برای مطالعه خرده فرهنگهای قومی , زبانی ,مذهبی در درون جوامع تطور یافته نیز استفاده می‌شود.

تحقیقات مردم شناسان درباره زندگی اقوام مختلف شواهد جالب و قابل استنادی از زندگی اجتماعی انسان را بدست می‌دهد و روانشناسان اجتماعی و جامع شناسان از حاصل این مطالعات کمک بسیار می‌گیرند.
انسان شناسی فرهنگی (مردم شناسی) در مطالعات خود از داده‌ها و اطلاعات "مردم نگاری" کمک می‌گیرند, مردم نگاری تنها جنبه توصیفی دارد و مجموعه‌ای از داده‌ها و اطلاعات را بدون تحلیل و بصورت عکسبرداری وقایع و پدیده‌ها فراهم نموده که مورد استفاده مردم شناسی قرار می‌گیرد. نوعی مردم نگاری تاریخی را در قرون پیشین و ضمن سفرنامه‌ها و سیاحتنامه‌ها در بعضی کتب مورخان می‌توان سراغ گرفت که در آنها از آداب و رسوم و سنتها و زبان بطور کلی فرهنگ و خرده فرهنگ اقوام مختلف مطالب فراوانی جمع آوری شده است از آنجمله است سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی درایران و نوشته‌های هرودوت در یونان.
 
                               
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 14:14  توسط فرگل علّی  | 

 

  برای شما هم اتفاق افتاده است که نتوانسته اید تقاضای کودکی و یا پیرمردی را در خیابان که جعبه کوچک مقوایی و احتمالا پرنده کوچکی بدست دارد را رد کنید. با اینکه می دانید آنچه که در این پاکت است نه سروشی است از غیب و نه هاتفی از آن بالا. ولیکن کماکان سنت معمول را بجای می آورید، فاتحه ای به روح حافظ و شاخ نبات اش می فرستید و در دل آنچه را که طلب دارید، تمنا می کنید. با احتیاط بیت های اول و دوم را می خوانید و متفکرانه به شرح غزل زل می زنید، اما عجیب است که معنی و تعبیر فال را با شعر منطبق نمی یابید، در عین حال با جملات و تعبیراتی روبرو می شوید که بعضا در زندگی روزمره شما مصداق می یابد .

کاغذ را رها می کنید اما شاید زیاد هم احساس خسران نکنید چرا که شعری خریده اید که از دال شعری خود فراتر رفته است. در واقع زمانی که شما "فال حافظ "می خرید، شعر از کارکرد شعری خویش تهی می شود و دلالت های معنایی دیگری چون پیشگویی، غیبگویی، آینده نگری و ... را می یابد. از این رو ارزش مبادله پیدا کرده و چونان کالایی فروخته می شود. نکته بر سر چرایی و چونی آن نیست، نکته بر سر این است که شرح یا تعبیر فال حافظ که در اغلب خیابانها و چهار راهها و بعضا حتی سایت های اینترنتی هواخواه و خواهان خود را دارد، چه ساز وکاری را دارد که چونان گزاره ای راست نما، برای هر درد و مشکل و مرض و حالت و نیتی همخوان و صادق است؟ این تعابیر از چه الگوهایی در ساخت روایت خود بهره مندند؟

 

- کلی گویی: در عموم این شرح ها با گزاره هایی عام و کلی رو برو هستیم ، گزاره هایی که بطور معمول به عنوان حالات و صفات بشری بر تمامی انسانها مصداق دارد. این صفات و حالات مختص به فرد نیست و از وجوه بارز او محسوب نمی شود.

 

- همان گویی: بارت در اسطوره امروز همانگویی را تکرار مکررات می داند، جریانی که می خواهد هر چیزی را با خودش تعریف کند و در تعبیراتی نظیر " این طور است، چون اینطور است " و یا در "همین است که هست " خود را متجلی می سازد. در اکثر این شرح ها نیز تکرار بی دلیل عبارات، تعبیرات و حالات را شاهدیم.

 

 

- مثبت اندیشی: تقریبا در تمامی تعبیرات فال حافظ این ساخت به وفور یافت می شود، عده ای از حافظ پژوهان نیز معتقدند که در شعر حافظ نوعی طربناکی و طنز و بیانی از عشق و آرزومندی موج می زند. در آخر تمامی شرح ها خواننده با عباراتی نظیر "به زودی خبر خوشی به شما خواهد رسید " و یا "پاداشی در انتظار شماست " و ... روبرو می شود. مانند نمونه زیر:

 

مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند                          که اعتراض بر اسرار علم غیب کند

که هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند                          کمال سر محبت ببین نه نقص گناه

 

شرح فال : غم دنیا پایدار نیست رقیب تو هم همیشه موفق نیست . تو خوش قلبی و پاک دلی خودت را داشته باش تا خداوند کمکت کند . به مراد دلت می رسی و به وصل معشوقت نایل می گردی .امیدت را از دست مده.

 

- واگویی بدیهیات:عموما پس از خواندن شرح فال شما به احساس یا حقیقت تازه ای دست نمی یابید،اکثر جملات واگویی اصولی بدیهی و مسلم در زندگی ماست. بطور مثال در عباراتی نظیر "اگر سخت تلاش و کوشش کنی، موفق خواهی شد "و  یا "نیت بد شما را به جایی نمی رساند ".

 

- تقدیر گرایی: تقریبا آنجا که سایه شوم ناامیدی، ناکامی و عدم موفقیت بر زندگی شما سایه فکنده است، خداوند بعنوان تنها عامل نجات بخش و قادر مطلق معرفی می شود، فعل و تلاش و اراده آدمی تقریبا در تغییر  سرنوشت و ...نقشی ندارد.

 

بگذار تا به شارع میخانه بگذریم                                    کز بهر جرعه ای همه محتاج این دریم
شرط آن بود که جز ره این شیوه نسپریم                         روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق

 

شرح فال : غم و غصه روزگار را خوردن کاری از پیش نمی برد یا سعی کن با فعالیت کارت را درست کنی و یا اینکه با هر چه که مقدر شد بساز و خوش باش و بدان که از شما پائین تر هم خیلی ها هستند.

 

به گمانم اگر کمی بیشتر در این تعبیرات دقت کنیم می توانیم وجوه بیشتری از قواعد حاکم بر این نوع از روایت را دریابیم که چه بسا شاید تا حدودی مشابه ساختهای دیگر روایت های مشابه ای چون فال قهوه، فال ورق و ... باشد.با همه دلایلی که بیش و کم همه ما در این تعبیرات آسان پسند و سهل می یابیم، چرا از خواندن آنها احساس لذت می کنیم، و گاه گاهی دزدانه و به اتفاق در سر چهاراهی و خیابانی دور از چشم دیگری، نیتی در دل می کنیم و فال می گیریم؟ اعتراف می کنم که تصور دنیایی به این سادگی، خوشایندی و امیدواری که در تمامی فالهای حافظ نوید داده شده است، دنیایی که عاقبت همه چیز، بسامان و ختم به خیر می شود، برای همگان لذت بخش است، لذتی کودکانه که کم و بیش همه آن را چشیده اید.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 23:53  توسط فرگل علّی  | 

1 امروزه فرهنگ به عنوان منبع بزرگ تولید ثروت است.
الف:توریسم
در کل یک فعالیت فرهنگی که با این پول کشور توسعه میابد و سرمایه انسانی گسترش میابد.
برای مثال لاندن ای london eyeکه درامد بسیاری برای بریتانیا دارد.و همچنین ساختمان فاستر Fusterکه از نظر معماری ارزش بالایی دارد و انگلستان با تشکیل موزه هایی در اطراف ان در حیطه معماری به جذب توریست پرداخته.

ب:صنعت سرگرمی
Intertaiment industry
ماهواره ,فیلم ,شهر بازی

ج:صنعت علم
knowledge industry

د:تبادل اطلاعات Information sociaty
امروزه زندگی به اطلاعات وابسته شده

2سیاست فرهنگی شده:
مردم در سیاست اهمیت پیدا کردند.یعنی تعلقات خاستها و مجموع جهت گیریها اهمیت پیدا کردند.وقتی از سیاست فرهنگ حرف میزنیم یعنی زندگی مردم دارای بار معنایی سیاسی شده.

3 مجموعه تحولات نظری و معرفت شناسانه:
برای کشف واقعیت به چیزی نیاز داریم که علاوه بر دید کمی و مادی دید کیفی وکلی نیز به قضیه داشته باشد.

4 فرهنگ همواره در طول تاریخ امری حیاتی برای انسان بوده.
فرهنگ همان وجه وجود شناسانه و هستی شناسانه ما را نشان میدهد.هستی ما از جنس فرهنگی است فرهنگ مهم است چون جزء وجود ماست.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 21:36  توسط فرگل علّی  | 

 

اهمیت موضوع

 

 پدیده مهاجرت به طور اعم و مهاجرت مغزها به طور اخص یکی از اصلی ترین مسایل مورد نظر جامعه شناسان کشورهای جهان سوم می باشد ، مشکل فرار مغزها که بعد از جنگ جهانی دوم گریبانگیر کشورهای جهان سوم گردید ، از اساسی ترین مشکلات کشورهای در حال توسعه می باشد .

در مورد انگیزه هایی که موجبات فرار مغزها را فراهم می سازند می توان به موارد گوناگونی اشاره نمود که ضعف نظام آموزشی در کشورهای جهان سوم در صدر آنها قرار می گیرد . مدرک گرایی در این کشورها ، انبوهی از تحصیلکردگان مدرک دار را به وجود می آورد که قادر به تامین نیازهای زیربنایی کشور نیستند و در عین حال امکان جذب همه آنها در داخل کشور وجود ندارد .

کمبودهای دیگر موجود در کشورهای مبدا که موجب فرار مغزها می شوند عبارتند از : وضعیت بد اقتصادی و پائین بودن سطح زندگی افراد ، بهداشت ، آموزش ، تمرکز امکانات در پایتخت و شهرهای بزرگ و مشکلات فرهنگی و سیاسی . جدای از این وجود برخی جاذبه ها در کشورهای مقصد مثل جذب نیروهای متخصص و ماهر کشورهای جهان سوم و ایجاد تسهیلاتی در قوانین مهاجرت  برای جذب این افراد از جمله عواملی هستند که موجب شده پدیده  مهاجرت گسترش پیدا کند .

 

 

 تعریف مساله

 

این مسائل عبارتند از :

-          آیا میل به ترقی و پیشرفت بر تمایل افراد برای زندگی در خارج از کشور تاثیر دارد؟

-          نوجویی تا چه اندازه بر تمایل افراد برای زندگی در خارج از کشور تاثیر می گذارد؟

-    آیا احساس تعلق و وابستگی یک فرد به خانواده و جامعه موجب عدم تمایل برای زندگی در خارج از کشور می شود؟

-          اعتقاد مذهبی و دینی تا چه میزان بر تمایل افراد برای زندگی در خارج از کشور تاثیر می گذارد؟

-          وضعیت مالی و معیشتی تا چه حد در گرایش فرد بر مهاجرت تاثیر دارد؟

-          آشنایی با فرهنگ غرب تا چه حد بر تمایل افراد برای زندگی در خارج از کشور تاثیر می گذارد؟

-          آیا تسلط به زبانهای خارجی بر تمایل افراد برای زندگی در خارج از کشور تاثیر دارد؟

 

 

 منابع

 

-          امیربختیار ، امیررضا ، فرار مغزها و تاثیرات ناشی از آن ، خبرنامه گویا ، 25 آذر 82

-          جعفرزاده ، مریم ، نگاهی گذرا به پدیده فرار مغزها ، خبرنامه گویا ، 28 تیر 83

-    دهقان ، مهدی ، از فرار مغزها تا پدیده نوظهور و ناشناخته مبادله مغزها ، اطلاعات سیاسی – اقتصادی ، شماره 191-190

-          حسینی نژاد ، سید مرتضی ، ابعاد فرار مغزها در جهان و ایران ، اطلاعات سیاسی – اقتصادی

-          فرار مغزها ، روزنامه همشهری ، 29 مرداد 82

-          عباس زادگان ، سید محمد ، ابعاد و علل مهاجرت از نوع فرار مغزها در ایران

-          آذری شهر رضایی ، رضا ، فرار مغزها ، سازمان اسناد ملی ایران ، 1374

-          محمدی ، مجید ، فرار مغزها انتقال معکوس تکنولوژی ، نشر قطره 1376

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 13:49  توسط فرگل علّی  | 

مهاجرت نخبگان به خارج از کشور.که یک مشکل بسیار بزرگ برای جامعه است.متاسفانه فرار مغزها با سرعت رو به افزایش است.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 19:40  توسط فرگل علّی  | 

کتاب سخی در میقات اثر جلال ال احمد.این کتاب سفرنامه حج است.سبک ال احمد خیلی برام جذابه بخصوص که سفرنامه هست برای نقد انتخاب کردم.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 19:33  توسط فرگل علّی  | 

جمعیت عشایر در ابتدای قرن حاضر تنها با 2درصد.1 میلیون و 400هزار نفر روندی شتابناک را به سمت زوال میپیماید.عشایری که بازماندگان روزگار قدیمند.یادگاران بشریت وحافظان ارزشها و میراث فرهنگی اصیل ایرانیند.بطوریکه اگر هر عنصریرا در نظر بگیریم یا بر گرفته از فرهنگ این قشر منظم تولید کننده است یا بنوعی با ان در ارتباط است.و این ویژگی سبب ملموس شدن فرهنگ این جامعه برای تمام اقشار جامعه گردیده است.
توانایی همرنگ شدن با شرایط محیطی و شیوه زیستشان مسکن زبان موسیقی رقصها غذاها لباسهای محلی اثار و صنایع دستی به همراه آیینها بجای اوردن جشنها از مهمترین جاذبه های ایلات و عشایر است.
در دنیای امروز دز دید برنامهریزان و سیاستگزاران یک دید کمیت گرا از مفهوم توسعه شکل گرفته است.که شامل نگرشی است که توسعه را گذار از مرحله دامداری کشاورزی و ورود به مرحله صنعتی میداند بی ان که بداند کشاورزی و دامداری به دلیل ویژگی خودکفاییاز پایههای توسعهیافتگی در هر کشور است.
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 9:56  توسط فرگل علّی  | 

 

انسان شناسی در دنیای امروز

وبلاگ انسان شناسی در دنیای امروز به اطلاع رسانی و ارائه مطالب در رابطه با اخبار و فعالیت های انسان شناسی در جهان معاصر می پردازد و نویسنده آن قصد دارد مطالب وبلاگ خود را پس از مدتی به صورت کتابی از مجموعه یادداشتها منتشر کند.

نویسنده در مطالبی متنوع از مسائل پزشکی تا اخبار ، انسان شناسی در سینما و همچنین حرفه های مختلف ، عشق ، خشونت خانوادگی ، مسائل انسانی راجع به سفرهای طولانی فضایی ، مسائل راجع به تغذیه ، معرفی اساتید و مجلات و نیز برخی اخبار و اطلاعات به زبان انگلیسی ، به حوزه های انسان شناسی با دیدگاهی موسع پرداخته است.

http://www.tim3745.blogfa.com/

خانه انسان شناسی ایران

این سایت در حال کار به صورت آزمایشی است که از طریق آن علاوه بر دسترسی به آخرین مطالب در زمینه انسان شناسی ، کاربران امکان افزودن مطالب مرتبط با این موضوع را هم دارند.

در این سایت علاوه بر اخبار ، اساتید ، دانشگاهها ، سرفصل های دروس ، کتاب ها و پایان نامه های مرتبط با انسان شناسی نیز معرفی شده اند ، به سایت ها ، سازمان ها ، دانشگاه ها و نشریات فعال در این حوزه پیوند داده شده است ، خلاصه آخرین مقالات و کتاب های مرتبط با موضوعات انسان شناسی در صفحه اول قرار دارد و همچنین ۴۳ حوزه انسان شناسی در سایت مذکور دارای لینک هستند که البته برخی از آن ها به علت آغاز به کار آزمایشی و مقدماتی سایت فاقد مطالب قابل توجه و مفید هستند.

http://www.anthropology.ir/

 

                                   

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 0:49  توسط فرگل علّی  | 

این که چقدر زمان داری مهم نیست چگونه میگذرانی مهم است. (لنیکن)

هر اقدامی اگر بزرگ باشد ابتدا محال به نظر میرسد. (کارلایل)

تولد و مرگ اجتناب ناپذیرند فاصله این دو را زندگی کنیم. (سانتابان)

خداوند همه چیز را در یک روز نیافریده پس چه چیز باعث شده که من بیندیشم که میتوانم همه چیز را در یک روز بدست اورم.

زندگی دشوار است اما من از او سرسخت ترم.

به چشمانت بیاموز که هرکس ارزش دیدن ندارد.
+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 18:46  توسط فرگل علّی  | 

فکر میکنم همیشه اولین جلسه هر کلاسی برای دانشجو جذابیت داره.اما این کلاس برای من خیلی فرق داشت.میخواستم سر کلاس استادی بشینم که ناخواسته بعد از خواندن زندگی نامشون در وبلاگ الگوی زندگی من شده بودند.ّروز سه شنبه اولین جلسه کلاس بود.واقعا جالب بود همه شاگردها خودشونو برای ورود یک استاد سختگیر اماده کرده بودن.درست فکر کرده بودیم تحقیق نقد کتاب حضور در کلاس و......ولی یک سختگیری شیرین بود.از خودم خیلی خجالت کشیدم.من واقعا" بعد از 4 سال درس خواندن هنوز معنای دانشجو بودن را نمیدانستم.یه دانشجوی سال 2007 که برای اولین بار مجبور شده برای داننشجو بودنش از اینترنت استفاده کنه.آز همه دوستای هم کلاسی خواهش میکنم وبلاگ استاد و زندگی نامه ایشان را بخوانید.مطمئن باشین انگیزتون در وقت گذاشتن برای دانشجو بودن سر کلاس انسان شناسی نشستن و درس خوندن چند برابر میشه.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 10:35  توسط فرگل علّی  | 

امشب قلم تو دستم شکست.خستگی زیبایی شبو گرفت و سیاهی اونو به من هدیه کرد.
با خودم تو خلوت تنهایی نشستم.تنهایی!خیلی بی انصافیه!
همیشه یکی تو دور دست مراقب ماست و ما رو دوست داره.
همیشه دوسش داریم با باور به او زندگی میکنیم و به امید رسیدن بهش میمیریم.
هیچ وقت قدرت اینو نداریم نعمتاشو بشماریم .حتی قدرت اینو نداریم شکر نعمتاشو کنیم.
اما امان از غفلتمون که خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی زیاده.
شکر میکنم خدایی را که این همه نعمتو بهمون بخشید تا ارامش داشته باشیم.
ای سیاهی توام نفرت انگیز نیستی!توام نعمتی!نعمتی برای درک روشنی.
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 22:3  توسط فرگل علّی  | 

  بالا خره پس از مدت ها کش و قوس و استخاره شروع کردم به وبلاگ نویسی. هر از چند گاهی وسوسه می شدم که شروع به نوشتن کنم و افکارم را به محک نقد دیگران بگذارم .بعضاً دوستان هم مرا تشویق می کردند ولی هر دفعه به علتی یا دلیلی از این کار منصرف می شدم و یا فرصتی به دست نمی آمد تا مقدمات کار را فراهم کنم. به هر حال امروز همه چیز رو به راه شد و شروع به نوشتن کردم امیدوارم که مستمراً و بی وقفه به نوشتن ادامه دهم.

و اما هدفم از نوشتن چیست؟ در درجه ی اول تمرین نوشتن و ورزیدگی در نگارش و مطمئناً در درجه ی دوم دیدن واکنش دیگران و شنیدن نقد هایشان.به هر حال وبلاگ نویسی این مزیت را دارد که فضایی انحصاری برای ابراز عقیده در اختیارت قرار می دهد و هر جور که بخواهی این فضا را مدیریت می کنی. به وبلاگ های زیادی سرزده ام اکثر نویسندگان آن ها سعی می کردند خودشان باشند و در درجه ی اول برای خودشان و در درجه ی بعد برای دیگران بنویسند؛ من هم همین روش را انتخاب می کنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 21:31  توسط فرگل علّی  |